در حالی که واشینگتن با ادعای «پیروزی» و «فشار حداکثری» به دنبال در هم شکستن اراده ملت ایران بود، اکنون در میانه اردیبهشت ۱۴۰۵، واقعیت‌های میدانی حکایت از داستانی متفاوت دارند. از بنزین ۴.۵ دلاری و بحران انرژی در غرب تا انزوای بی‌سابقه دیپلماتیک و فرسایش توان نظامی، همگی نشان می‌دهند که محاسبات کاخ سفید با واقعیتی به نام «اقتدار ایران» برخورد کرده است.

چرا آمریکا بازنده قطعی نبرد در قلب انرژی جهان است؟

به گزارش خانه ملت، امروز در میانه اردیبهشت ۱۴۰۵، افکار عمومی جهان با پرسش‌هایی بنیادین روبروست که چرا اساساً این جنگ آغاز شد؟ در حالی که ایران هیچ تهدید قریب‌الوقوعی برای امنیت ملی آمریکا ایجاد نکرده بود، چه جریانی واشنگتن را به این باتلاق کشاند؟ بازنده واقعی این نبرد کیست؟ آیا پیروزی با ناوشکن‌هایی است که نمایشی از تنگه عبور می‌کنند، یا با ملتی که شریان انرژی جهان را در دست دارد؟ و در نهایت، رویکرد جهان به این تجاوز چیست؟ چرا از واتیکان تا پکن و از وال‌استریت تا خیابان‌های کالیفرنیا، صدای اعتراض به این «جنگ انتخابی» بلند شده است؟

برخلاف ادعاهای رسمی، واقعیت جنگ نه در تهدیدات امنیتی، بلکه در فشار لابی‌های صهیونیستی و نئوکان‌های واشنگتن نهفته بود. هدف نهایی واشنگتن از این ماجراجویی، در هم شکستن اقتدار منطقه‌ای ایران و بازپس‌گیری نظارت بر گلوگاه استراتژیک انرژی جهان بود؛ هدفی که با تثبیت راهبرد بازدارندگی ایران، اکنون به شکستی تاریخی بدل شده است. استعفای اعتراضی مقاماتی چون «جو کنت» فاش کرد که ترامپ ارتش آمریکا را به ابزاری برای تأمین منافع رژیم صهیونیستی تبدیل کرده است. این جنگ با توهم «تسلیم سریع ایران» آغاز شد، اما به جای آن، به فرسایش ذخایر تسلیحاتی آمریکا انجامید.

درحالی‌که کاخ سفید با انتشار بیانیه‌های متعدد سعی در القای پیروزی و مهار بحران دارد، گزارش‌های مستند از بازارهای جهانی و نهادهای قانون‌گذاری آمریکا، پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد: طبق داده‌های ارائه‌شده توسط «انجمن اتومبیل آمریکا»، قیمت بنزین با جهشی بی‌سابقه نسبت به دوران پیش از تجاوز، برای اولین بار از ژوئیه ۲۰۲۲ از مرز ۴.۵۰ دلار در هر گالن فراتر رفت که نشان‌دهنده یک افزایش ۵۰ درصدی است.

«مایک ورث»، مدیرعامل شرکت نفتی شورون، در گزارش اخیر خود هشدار داده است که اختلال در عرضه نفت به دلیل انسداد تنگه هرمز، بزرگترین شوک عرضه در تاریخ را رقم زده و اقتصاد جهانی را با بحرانی مشابه رکود دهه ۷۰ میلادی روبرو کرده است. این بحران تنها در بخش هوانوردی آمریکا، سود پیش‌بینی‌شده ۴ میلیارد دلاری خطوط هوایی را به دلیل جهش قیمت سوخت جت، به‌طور کامل بلعیده است.

بر اساس آماری که سناتور برنی سندرز منتشر کرده است، راهبرد نظامی ترامپ نه تنها به تسلیم ایران منجر نشد، بلکه هزینه‌های انسانی سنگینی را بر ارتش آمریکا تحمیل کرد. در این درگیری‌ها تاکنون ۱۳ نظامی آمریکایی کشته و ۳۸۱ نفر زخمی شده‌اند. علاوه بر تلفات جانی، گزارش‌های داخلی پنتاگون از «فرسایش توان لجستیکی» حکایت دارند؛ به‌طوری‌که بخش بزرگی از ذخایر تسلیحات استراتژیک آمریکا مصرف شده و بازسازی آن سال‌ها زمان خواهد برد. این آمار در کنار کشته شدن بیش از ۳۳۰۰ نفر در ایران، نشان‌دهنده شکست کامل دکترین «جنگ کم‌هزینه» است که پیش‌تر توسط نئوکان‌ها وعده داده شده بود.

بانک جهانی در جدیدترین ارزیابی خود اعلام کرد که میانگین قیمت کالاها در جهان امسال ۱۶ درصد افزایش می‌یابد. این نهاد بین‌المللی با قطعیت پیش‌بینی کرده است که به دلیل عمق خسارات و تنش‌ها در تنگه هرمز (که ۳۵ درصد تجارت نفت خام دریایی جهان را مدیریت می‌کند)، تردد در این آبراهه استراتژیک تا اواخر سال ۲۰۲۶ به وضعیت عادی پیش از جنگ باز نگردد.

در حالی که رویکرد ترامپ مبتنی بر شکستن تدریجی خطوط قرمز بود، ایران با راهبرد هوشمندانه «بازدارندگی از طریق مجازات»، کنترل تنگه هرمز را به اهرمی برای تنبیه متجاوز تبدیل کرد.

در جبهه غرب: رویکردها به شدت متکثر است؛ از مخالفت صریح پاپ لئو چهاردهم و نخبگانی چون جفری ساکس، تا شورش داخلی در کنگره توسط چهره‌هایی چون کیتی پورتر که ترامپ را بی‌کفایت می‌دانند.

در جبهه شرق: رویکرد ایران بر پایه «دیپلماسی میدان» است؛ توافق با میانجی‌گری پاکستان و رایزنی‌های استراتژیک در پکن، نشان داد که جهان برخلاف میل آمریکا، ایران را به عنوان حاکم نظم جدید منطقه پذیرفته است. این انزوای واشنگتن تا جایی پیش رفته که اکنون برای خروج از این باتلاق خودساخته، عملاً به میانجی‌گری قدرت‌های شرقی چشم دوخته است.

تعلیق موقت عملیات‌های آمریکا ثابت کرد که ادعاهای ترامپ تنها یک پوشش برای عقب‌نشینی ناگزیر است. همان‌طور که وزیر خارجه ایران تأکید کرد، این جنگ نه یک مسیر برای آزادی، بلکه یک «پروژه بن‌بست» بود. امروز بازنده کسی است که تصور می‌کرد با بمباران می‌تواند اراده یک ملت را بشکند؛ و برنده جریانی است که با تکیه بر «آستانه تاب‌آوری بالا» و «دیپلماسی مقتدرانه»، توازن قوا را در قلب انرژی جهان به نفع خود تغییر داد./

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار